روزی روزگاری با 'عه بدوللا کلاو سور'، داستان یک قرن معماری در سقز

استاد عبدالله مشهور به 'عه بدوللا کلاو سور' از معماران کهنه کار و قدیمی شهرستان سقز است و در شهرهایی از جمله اصفهان، تبریز، مراغه، سنندج و سقز کارکرده است.

به گزارش روابط عمومی فرمانداری سقز ، استاد عبدالله اصالتاً اهل بانه است و به خاطر عدم ثبات سیاسی در اواخر دوره قاجار مدت زیادی در آوارگی بسر برده و به گفته خودش معماری مسجد از جمله کارهای وی بوده است، هر چند بسیاری از مساجدی که وی معمارشان بوده است هم اکنون براثر گذشت زمان از بین رفته اند یا در آستانه تخریب هستند و یا به دلیل تغییر کاربری نابود شده اند.

از کارهای برجسته وی که می توان گفت مشهورترین اثر وی نیز هست علاوه بر معماری یک مسجد در سقز، معماری دبیرستان دکتر حسابی در بانه است.

استاد عبدالله در سبک معماری مساجد که برگرفته از سبک معماری اسلامی دوره صفویه است، نقش ذوق و استعداد خود را در این میان کم اهمیت بر نمی شمارد و می گوید: در معماری این دو مسجد، کمتر نیازی به نقشه داشتم و در این زمینه ذهن خود را بهترین نقشه برای خود دانستم.

پای صحبت ها و خاطرات یک قرن زندگی پر فراز و نشیب این استاد معمار نشستیم و با وی گفت و گویی انجام دادیم.

 

 

- معماری را کجا و نزد چه کسانی یاد گرفتید؟ و چه کسانی شاگرد شما بودند؟

نمی توانم بگویم نزد شخص خاصی یاد گرفته ام. من ابتدا در آجر تراشی مشغول بکار بودم و باید طبق رسوم هندسی اندازۀ دقیق آجرها را به دست می آوردم در نتیجه به واسطۀ دقت و ظرافتی که در کارم به خرج می دادم و همچنین عشق و علاقه ای که به این کارم داشتم توانستم معماری را به بهترین نحو ممکن یاد بگیرم. شاگردان زیادی هم داشتم اما به خاطر سخت گیری من و لزوم دقتی که باید به خرج می دادن کمتر نزد من می ماندند.

-در کدام شهرها کار کرده اید و بناهای مشهور و بنامی که انجام داده اید کدام اند؟

در شهرهای زیادی از جمله اصفهان، تبریز، مراغه، سنندج، بانه ، سقز، روستاهای اطراف و خیلی جاهای دیگری که هم اکنون به یاد ندارم. اما آنچه که اکنون می توانم نام ببرم مسجد عُمر بن خطاب، قسمتی از هنرستان شهید بیدهندی، پاساژ فیض نژاد، ساختمان قدیم شهرداری، طاق های بازار تاجوانچی، مسجد چند روستای اطراف از جمله روستای دایه سلیمان و مشهورتر از همه قلعه بهنام دژ در اطراف سقز که در شهریور سال 1320 انجام دادم می توان نام برد.

-مناره های مشهور مسجد عُمر بن خطاب را چگونه طراحی کردید و چقدر زمان صرف این کار شد؟

برای انجام این کار معتمدین شهر از جمله مرحوم احمد رحیم زاده و مجیدخان وکیلی سراغم آمدند، اما من به این شرط قبول کردم که نباید کسی در کار من دخالت کند و نهایتاً کار را با آنچه در ذهن خودم بود شروع کردم و این درحالی بود که بیش از 80 سال سن داشتم و این نشان از عشق و علاقه ام به این کار بود. کار می بایست در عرض یکسال تمام می شد. اما باید بگویم که کار هنوز ناتمام است چرا که مابین دومناره باید به هم متصل می شد و قرار بر این بود که از طرف ورودی سنندج این نما که لفظ « لا اله الا الله، محمد رسول الله» در بین دو مناره منقّش شود. همچنین دو منارۀ مسجد هم باید سه متر دیگر به ارتفاع آن افزوده می شد. اما به دلایلی این کار به سرانجام نرسید ولی به خاطر عشق و علاقه ام به این کار حاضرم برای اتمام کار، روزانه حداقل یک ساعت را برای اتمام کار اختصاص دهم اما شرایطم به گونه ایست که انجام این کار برایم ممکن نیست. در این هنگام بغض گلوی استاد را می گیرد که با ذکر الفاظی به خود آرامش می دهد.

-تا چند سالگی به کار ادامه دادید و آخرین کار شما کدام است؟
هم اکنون که بیش از صد سال سن دارم حدود 10 سال است که از معماری دست کشیده ام اما همچنان به آن علاقمندم و آخرین کارم دبیرستان دکتر حسابی بود در شهر بانه.

- آیا پسرانت به شغل شما ادامه دادند؟

یکی از پسرانم که هم اکنون در اروپا به سر می برد به این کار علاقمند بوده و هست و اتفاقاً تبحر خاصی هم در این زمینه دارد اما به خاطر کار اصلی خود نتوانسته ادامه دهد.

-با این هنری که در این مدت زمان طولانی به خرج داده اید آیا تابحال از شما تقدیری به عمل آمده است؟

در طول این سالیان دراز دریغ از یک تقدیر از سوی یکی از مسوولین و این در حالی است که حتی از نعمت بیمه هم محروم بوده ام تا در این روزگار کمک حالی باشد برای دوران پیری ام.

در آخر اگر سخنی دارید؟

در اینجا لازم است از تمام مردمی که سالیان سال مرا مورد لطف و مرحمت خود قرار داده اند سپاس گذارم.ک/4

منبع :ایرنا سنندج/ تاریخ انتشار 17/9/93

 

24 فروردين 96